![]() |
![]() |
|
|
به نام آرامش دهنده دلها سخنان محمد(ص) برگرفته از کتاب نهج الهدایه : امیدوارم کمی راه رو براتون روشن کنه شخصی پرسید:یا رسول الله، آیا میتوانم در وقت حاجت از مردم یاری بخواهم؟ حضرت محمد (ص) فرمود : هیچگاه سائل مباشید مگر در وقت ضرورت.آنزمان هم تنها از زاهد و با تقوی. 2.خداوند صد جزء رحمت آفرید یک جزء را در خلق نهاد تا با آن بهم رحم کنند و نود و نه جزء را نزد خود نگهداشت. 3.لبخند زدن بروی برادرتان احسان است و ترغیب کردن بشر به اعمال نیک احسان است.منع کردن حرامیات احسان است و نمودن راه در زمینی که مردم راه گم کرده اند احسان است و کمک کردن به یک نا بینا احسان است. 4.هرگاه تابوت کسی ،اعم از کلیمی ، مسیحی و یا مسلمان از جوارتان گذرانده شد بر پای خیزید. 5.هرگاه بیم از آزردن پیروانم نبود ، هر آینه به ایشان فرمان می دادم که پیش از هر نماز مسواک بزنند. 6.برای یک مسلمان ،زمانی که روح یک دوست با وفایش از جسم مفارقت نموده و وی با صبوری تحمل غم کند ،هیچ پاداشی وجود نخواهد داشت جز بهشت. 7.بر امت خویش ، از شکم پرستی و پر خوابی ، بیکاری و بی ایمانی بیش از هر چیز مرا بیم آید. 8.هر آنکس که خواهان دیدار خدا باشد ، خداوند نیز خواهان دیدار او گردد. 9.خداوند تعالی فرمود:هر آنکس بسوی من گام بردارد ، بسویش خواهم دوید و هر آنکه از زمین پر از گناه پیش من آید و مطلقاً بمن ایمان آورد ، با عطیه ای عظیم بقدر زمین از عفو و بخشش ، بدو نزدیک خواهم شد. 10.خداوند فرمود آنکس را که عزیز و گرامی بدارم ، برایش گوش خواهم شد تا بشنود و بهرش چشم خواهم شد با ببیند و دست او خواهم شد و پایش که ره می پیماید. پی نوشت ۱: سلام به همه بچه های گل نمی دونم از چیزی که می خوام بگم خوشال می شین ناراحت می شین اصلاْ فرقی براتون می کنه یا ... اما خودم که ناراحتم اما چاره ای ندارم.به ۱۰۰۰ و ۱ دلیل باید بلاگو حذف کنم .خودم که خیلی دوسش دارم اصلاْ دستم رو حذف نمی ره شایدم مثل یه بادبادکه خوشگل رهاش کنم و حذفش نکنم. خوبی بدی دیدین حلال کنین به زودی آخرین پست رو می ذارم بعدم دیگه نمی بینمتون البته با اجازه دختر بهار و نجوا همیشه از خداحافظی بدم می یومده پس فعلا این کارو تا پست بعدی عقب میندازم. هیوا
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 مرداد1387ساعت 0 توسط هیوا |
|
|
به نام آرامش دهنده دلها خشم .... خشم نمی تواند دائمی باشد.اگر صبور باشی و به انتظار بنشینی ، به این نتیجه خواهی رسید که هیچ چیز دائمی نیست.شادی می آید و می رود ، غم می آید و می رود. آیا متوجه این قانون ساده می شوی؟ همه چیز متغیر است هیچ چیز به یک صورت باقی نمی ماند. پس برای چه عجله کنی؟ خشم آمده است ، می رود. تو فقط قدری صبر داشته باش. به آینه نگاه کن و منتظر باش. خشم را به حال خودش بگذار ، بگذار چهره ات زشت و کریه شود. صبر داشته باش و تماشا کن! خشم را سرکوب نکن و در عین حال عملی هم از روی خشم انجام نده.بزودی مشاهده خواهی کرد که چهره ات از هم باز می شود چشمانت حالتی متین و آرام به خود می گیرد ، چیزی نمی گذرد که آکنده از طراوت و نشاط می شوی. زیبایی خاصی در چهره و چشمانت پدیدار می شود. اکنون وقت آن رسیده که قدم به دنیای بیرون بگذاری و به فعالیت بپردازی. تقدیم به م.ع هیوا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 20 توسط هیوا |
|
به نام بی کران مهربانم سلام به همه ی دوستان، به همه ی بنده های مهربون خدا به همه ی آقایون پیشا پیش این روز قشنگ و مبارک رو تبریک می گم و امیدوارم هر روز بتونن گامی به سمت نزدیک شدن به الگوی واقعی شون بردارن البته ایشون یک نماد و الگوی انسانی برای هممون هستن؛ دلم می خواست به همه می تونستم یک جلد از این کتاب پر محتوا هدیه بدم منظورم نهج البلاغه هستش،البته به احتمال 99% همتون یه جلد ازش دارید.همون طور که همتون می دونید واقعاً بی نظیره مخصوصاً این کتابی که ترجمه محمد دشتی ِ و هدیه نجوای گل ِ گلابمه،کتابی با فهرست موضوعی و پاورقی های مرتبط با موضوعات روز. دنبال بهانه بودم که چکیده ای از حکمتای قشنگشو با هم بخونیم ،خب بهتره شروع کنیم: 1.تعصب ورزیدن زشت و زیبا من در اعمال و رفتار جهانیان نظر دوختم.هیچکس را نیافتم که بدون علّت درباره ی چیزی تعصب ورزد.پس اگر در تعصب ورزیدن ناچارید ،برای اخلاق پسندیده ،افعال نیکو،و کارهای خوب تعصب داشته باشید،همان افعال و کرداری که انسان های با شخصیت و شجاعان خاندان عرب و سران قبایل در آنها از یکدیگر پیشی می گرفتند،یعنی اخلاق پسندیده،بردباری به هنگام خشم فراوان و کردار و رفتار زیبا و درست و خصلت های نیکو.پس تعصب ورزید در حمایت کردن از پناهندگان و همسایگان،وفاداری به عهد و پیمان ،اطاعت کردن از نیکی ها،سرپیچی از تکبر و خودپسندی ها ،تلاش در جود و بخشش،خودداری از ستمکاری ،بزرگ شمردن خون ریزی،انصاف داشتن با مردم،فرو خوردن خشم ،پرهیز از فساد در زمین ،تا رستگار شوید. 2.روش تسلیت گفتن مردی را در مرگ یکی از خویشاوندانشان چنین تسلیت گفت:مردن از شما آغاز نشده و به شما نیز پایان نخواهد یافت.این دوست شما به سفر می رفت،اکنون پندارید که به یکی از سفرها رفته،اگر او باز نگردد شما به سوی او خواهید رفت. 3.راه برخورد با مصیبت ها کسی که مصیبت های کوچک را بزرگ شمارد،خدا او را به مصیبت های بزرگ مبتلا خواهد کرد. 4.روش برخورد با مردم دوری تو از آن کس که خواهان تو است نشانه ی کمبود بهره ی تو در دوستی است و گرایش تو به آن کس که تو را نخواهد سبب خواری تو است. 5.پرهیز از شوخی بی جا هیچ کس شوخی بی جا نکند،جز آن که مقداری از عقل خویش را از دست بدهد. 6.انسان شناسی اگر در کسی خصلتی شگفت دیدید،همانند آن را نیز انتظار کشید. 7.غیبت نشانه ی ناتوانی غیبت کردن ، تلاش ِ ناتوان است. 8.روش خواستن از خدا هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری،ابتدا بر پیامبر اسلام درود بفرست ،سپس حاجت خود را بخواه زیرا خدا بزرگوارتر از آنست که از دو حاجت درخواست شده یکی را برآورد و دیگری را باز دارد. 9.جایگاه پرسیدن از آنچه پدید نیامده مپرس،که آنچه پدید آمده برای سرگرمی تو کافی است. 10.روانشناسی مومن شادی مومن در چهره ی او و اندوه وی در دلش پنهان است.سینه اش از هر چیزی فراخ تر و نفس او از هر چیزی خوارتر است.برتری جویی را زشت و ریاکاری را دشمن می شمارد .اندوه او طولانی و همت او بلند است.سکوتش فراوان و وقت او با کار پر است.شکرگزار و شکیبا و ژرف اندیش است.از کسی درخواست ندارد و نرم خو و فروتن است.نفس او از سنگ خارا سخت تر اما در دینداری از بنده خوارتر است. 11.اقسام علم علم دو گونه است:علم فطری و علم اکتسابی،علم اکتسابی اگر هماهنگ با علم فطری نباشد،سودمند نخواهد بود. 12.هشدار از منت گذاری مبادا با خدمت هایی که انجام دادی بر مردم منت گذاری،یا آنچه را انجام داده ای بزرگ بشماری یا مردم را وعده ای داده سپس خلف وعده نمایی! منت نهادن ، پاداش نیکوکاری را از بین می برد و کاری را بزرگ شمردن ، نور حق را خاموش گرداند و خلاف وعده عمل کردن ، خشم خدا و مردم را بر می انگیزاند که خدای بزرگ فرمود :دشمنی بزرگ نزد خدا آن که بگویید و عمل نکنید. 13.ارزش عفت و پاکدامنی پاداش مجاهد شهید در راه خدا ، بزرگ تر از پاداش عفیف ِ پاکدامنی نیست که قدرت برگناه دارد و آلوده نمی گردد.همانا عفیف ِ پاکدامن ،فرشته ای از فرشته هاست. هیوا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 تیر1387ساعت 0 توسط هیوا |
|
|
یک پیرمرد آمریکایی مسلمان همراه با نوه کوچکش در یک مزرعه در کوه های شرقی کنتاکی زندگی می کرد.هر روز صبح پدر بزرگ پشت میز آشپزخانه می نشست و قرآن می خواند و نوه اش هر بار مانند او می نشست و سعی می کرد از او تقلید کند. روزی پسرک پرسید:پدربزرگ من سعی می کنم مانند شما قرآن بخوانم ،اما آن را نمی فهمم و چیزی را که نفهمم زود فراموش می کنم و کتاب را می بندم! خواندن قرآن چه فایده ای دارد؟ پدربزرگ به آرامی زغالی را داخل بخاری گذاشت و پاسخ داد : این سبد زغال را بگیر و برو از رودخانه برای من یک سبد آب بیاور. پسر بچه گفت:اما قبل از این که من به خانه برگردم تمام آب از سوراخ های سبد بیرون می ریزد!؟ پدربزرگ خندید و گفت :آن وقت تو مجبور خواهی بود دفعه بعد کمی سریع تر حرکت کنی . و او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعی خود را بکند. پسر سبد را آب کرد و سریع دوید ،اما قبل از این که به خانه برسد سبد خالی شده بود. در حالی که نفس نفس میزد به پدر بزرگش گفت که حمل کردن آب در یک سبد غیر ممکن است و رفت که یک سطل بردارد. پیرمرد گفت :من یک سطل آب نمی خواهم ،من یک سبد آب می خواهم ، تو به اندازه کافی سعی نکردی. واز در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند.این بار پسر می دانست این کار غیرممکن است ،اما خواست به پدربزرگش نشان دهد اگر هم او بتواند سریع تر بدود باز قبل از این که به خانه باز گردد آبی در سبد وجود نخواهد داشت . پسر دوباره سبد را در رودخانه فرو برد و دوید،اما وقتی که به پدربزرگش رسید سبد دوباره خالی بود.نفس نفس زنان گفت :ببین!پدربزرگ،بی فایده است. پیرمرد گفت: باز فکر می کنی که بی فایده است؟به سبد نگاه کن. پسر به سبد نگاه کرد و برای اولین بار فهمید که سبد تغییر کرده.سبد کهنه و کثیف حالا به یک سبد تمییز تبدیل شده بود . پیرمرد گفت: پسرم ،وقتی تو قرآن می خوانی ممکن است چیزی نفهمی یا به خاطر نسپاری ،اما وقتی آن را می خوانی به مرور باطن و ظاهرت تغییر خواهد کرد،و این کار خداست. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 تیر1387ساعت 14 توسط هیوا |
|
|
يكى دو روز پيش هيوا شمع 23 سالگى رو فووووت كرد. اين بهترين فرصت بود تا خدا رو بخاطر بودن ِ شكوفه ى فصل امتحانات در كنارم شكر كنم. عزيزى كه خيلى از چيزايى كه الان دارم (و حتى خيلى چيزايى كه ديگه ندارم) رو مديون اون هستم. دوستى كه آرامش بودن در كنارش رو با قويترين آرام بخش ها نميشه عوض كرد. خواهرى كه هميشه واسم حرفهايى داره كه مى تونه ... گل انار ! هميشه باش ، كه بودنت براى ما رحمته ، شاديه ..... آرامشه. تو بزرگى، پس باش حتى براى اون لحظه هايى كه لياقت داشتنت رو نداريم...
با كمك حافظ يه هديه واست آماده كرديم دانى كه چيست دولت ؟ ديدار ِ يار ديدن در كوى او گدايى بر خسروى گزيدن از جان طمع بريدن ، آسان بود وليكن از دوستان ِ جانى مشكل توان بريدن خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ وانجا به نيك نامى پيراهنى دريدن گه چون نسيم با گل راز نهفته گفتن گه سرّ ِ عشقبازى از بلبلان شنيدن بوسيدن لب يار اول ز دست مگذار كاخر ملول گردى از دست و لب گزيدن فرصت شمار صحبت كزاين دو راهه منزل چون بگذريم ديگر نتوان بهم رسيدن گويى برفت حافظ از يادِ شاه يحيى يارب بيادش آور درويش پروريدن قربونت دختر بهار از همگی ممنون اما می خواستم بگم یعنی می دونین ما همه تو دستامون یعنی بهتره بگم تو قلبامون یه نشونی داریم یه آدرس که داریم پرسون پرسون به سمتش می ریم بعضی ها تا چند قدم جلوتر رو بلدنو به بقیه کمک می کنن بعضی هام تا خود مقصد همراهمون می شن تو این مسیر همه ما واسه هم یه نشونیم یه کمک یه راهنما عزیز مهربونمون گفته که از برگ درخت تا آدما رو نشون برامون گذاشته تا مبادا گم نشیم پس دختر بهارم این خود تویی که نشونه ها رو پیدا می کنی این تویی که با دیدن هر کیو هر چی به یاد اون می افتی نمی دونم تونستم برات نشونه خوبی باشم یا نه نمی دونم تا کی و تا کجا می تونیم واسه هم یه نشون باشیم اما خوشحالم که کنارمی خدا یارت خدا یار هممون
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 1 توسط هیوا |
|
|
به نام اون بی کران مهربونم سلام به همه ی دوستان مهربونم خوبین که؟ چندی پیش با دوستان به درختای توته روبه روی دانشکده فیزیک پاتک زدیم جاتون خیلی خالی بود
پی نوشت ۱:سلام به همه دوستان همون طور که واسه انجام یه کاری مثلا باز کردن یه فایل هزار جور راه مثل دبل کلیک یا راست کلیک+اپن...وجود داره واسه گذاشتن عکس تو بلاگم چندین راه وجود داره که یکیش رو پسرک گفت یکیشم درگ کردن عکس رو یه صفحه وب هستش .منم چند بار که به بلاگ سر زدم عکسا دیده می شد ولی خوب دیگه این شانس شما بوده .البته فکر می کنم این روشی که من استفاده کردم روش خوبی واسه وقتی که خونه نیستیو از کافی نت استفاده می کنی نباشه. پی نوشت ۲:به دختر بهار عزیزم باید بگم خواهش می کنم بلاگ خودتونه هر چند پست من بود پی نوشت ۳:خودمونیما این آقای پسرک خوب مثل قلمچی می خواد این کلاسای... به خوردمون بده ها
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 17 توسط هیوا |
|
|
سلام به دوستان عزیزم .یه خبر خیییییییییییییییییلی خوب :
مامان آسمونیم بعد از انجام دو جراحی سنگین الان حالشون عالیه اما خب باید دعا کنیم که مشکلی پیش نیاد مثلا قندشون بالا نره یا خودشون شیطونی نکنن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 11 توسط هیوا |
|
|
سلام دوستای نازنینم و بندگان مهربون خدا،می خواستم بگم که واسه یه مادر مهربون دعا کنید یه مادری که فقط برام مادر نیست یه دنیا پاکی و ...کسی که وصفش با لغات ناممکنه،دعا کنید هر چی خیره همون اتفاق بیوفته می دونم همین طوره اما...پس بهتره بگم واسه ی من دعا کنید ،دعا کنید که هر اتفاقی که افتاد تسلیم باشمو بس.اکثر موقع ها اتفاقات خوب با ظاهره بدی رخ می دن پس شاید اینم یکی از اون اتفاقات خوبی باشه که ظاهر بدی داره،توکل به بی کران مهربونم اما نکنه تنبلی کنید و برام دعا نکنیداااا هیوا پی نوشت ۱:می دونم مثل آدمایی شدم که برگشونو نزدیک کردن به چشمشونو سعی می کنن از روش بخونن اما خب واسه همین گفتم برام دعا کنید دیگه !باید سعی کنم البته به کمک اون مهربون و دعاهای شما تا بتونم به قضیه از دور نگاه کنم. پی نوشت ۲:۲ شب پیش همراه دوستان رفتیم به ششمین جلسه از مجالس سبعه مولانا،خیلی جاتون خالی بود .جلسه با ارتباط مولانا و موسیقی شروع شد و با ۲ اجرای قشنگ ۲ گروه موسیقی ...و...(اسماشون یادم رفته پی نوشت ۳:از همه شما دوستای دلسوزم ممنونم بابته دل گرمی دادناتون،دعا کردناتون....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 22 توسط هیوا |
|
|
هفت گناه کبیره گناه اول: غرور گناه دوم: آز گناه سوم: شهوت گناه چهارم: خشم گناه پنجم: شکم پرستی گناه ششم: حسد گناه هفتم: تنبلی ببینید دوستان این تقلید از هیچ فیلمی نیست سعی کنید از اشاره انگشت به نوک انگشت خیره نشید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 15 توسط هیوا |
|
توى مراسم ديشب سعى كردم همشو بريزم رو آتيش ،كينه ها رو، بديها رو، از همه مهمتر گناهامو. نمى دونم دووم مياره يا نه ، چون ميگن توبه ى گرگ مرگه ، ولى مى خوام بنده ى خوبى واسه خدا باشم ، همونجورى كه اون خداى خوبى واسه بنده اش بوده. مى خوام سر عهدى كه با آتيش بستم بمونم ، پس دعام كنين، دعا كنين تا ديگه منواينجورى نبينين. منم دعا مى كنم سالى رو شروع كنين كه پر از موفقيت و شادى و سلامتى باشه واستون. سال نو مبارك. دختر بهار |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 10 توسط هیوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 |
| پیوندها |
|
زنگ تفریح(محمدعلی) اولین حضور(مهدی بهاور) پیام های پزشکی(دکتر گنجی ) زنده یاد حاج حسن بهاور طیبه بحرینی روزگارنو(مریم مرادی) فضل الله بیژنی آمارهای جهانی تا همین ثانیه! یه سری بزن دیکشنری |
|
RSS
|